مطالب توسط آدومید

هزار بار گفتن.

هزار تنهایی در من است هر کدامشان دلگیرتر هزار دوستت دارم در من است هر دانه اش ناگفتنی‌تر هزار بار بمان هزار بار خواهش در من تکرار شده است عزیزِ از دست رفته‌ام به باد سپرده‌ام عطرت را بیاورد به حافظه‌ام سپرده‌ام خاطراتت را حک کند روی قلبم تو میروی اما من تنها نیستم هزار […]

دست‌های تو تصمیم بود باید می‌گرفتم و دور می‌شدم.

یه خاطره‌ی پررنگی از کودکی دارم و همیشه تو ذهنم هست وقت و بی‌وقت بهش فکر می‌کنم, بچه بودم هر وقت می‌خواستیم غذا بخوریم بابام دستهام رو می‌شست, یادمه قبلن یه متن مفصل در همین مورد نوشتم, ولی دوست داشتم دوباره مرور کنم که بگم شستن دستها توسط پدرم یه کار روتین و قشنگ بود […]

برای او که نیست.

برای دوست داشتن دیگران لازم نیست که هر بار آنها را ببوسید و یا مدام تکرار کنید که دوستشان دارید. بلکه عشق حقیقی آن است که دیگران را کمتر در معرض قضاوت قرار دهید و بگذارید خودشان باشند و آنچه میخواهند بپوشند و آنگونه که میخواهند زندگی کنند و همانی باشند که خود میخواهند، نه […]

سفرها باید کرد.

سفر. همیشه بهترین گزینه بوده تو زندگی برای من, همیشه آرامش بخش‌ترین قسمت زندگی بوده برای من. سفر. این دنیا مثل کتابه. کسایى که سفر نمی‌کنن فقط یک صفحه ازش رو میخونن سفر. یک ماهه اروپاگردی خیلی حُسن برای من داشت, اول اینکه بیشتر با خودم روبرو شدم, دوم اینکه آدمهای اطرافم رو بیشتر و […]

زخم‌ها.

برایم گفت ژاپنی‌ها رسمی دارند که وقتی شکسته‌ای را مرمت می‌کنند بین ترک‌ها را با لعاب طلایی‌رنگی پر می‌کنند و کاسه‌ی مرمت شده تمام خطوط شکست را به رنگ طلا به رخ می‌کشد. به این مرمت کینتسوگی می‌گویند و تاییدی است بر ترک‌ها و زخم‌ها و نه شرم از‌شان، دیدن زیبایی‌ست در نقصان، و گردن […]

حرفهای ناتمام.

انگار تمام بی‌تابی‌ها و خستگی‌ها از روی گونه‌ام سر می‌خوردند و می‌ریزند روی لب‌هایم, و پشت بغض‌هایم پنهان می‌شوند, صدایم را صاف می‌کنم و نگاهم را می‌سپارم به جاده‌ی که کسی قرار نیست از آن بیایید, بی‌هوده منتظر صدای زنگ درب مانده‌ام و چای با نعنا و لیمو می‌نوشم و هی این انتظار سنگین و […]

نباشد همی نیک و بد پایدار.

من قبلا اسکیت سواری می‌کردم, خانواده ای من زیاد جابجا می‌شدن که خود همین واقعا چیز وحشتناکی بود اما هر موقع که به یه جای جدید می‌رفتیم اول از همه پدرم من رو می‌برد اسکیت سواری کنم. برای همین مهم نود که من کجای دنیا هستم باز همه چیز برام مثل قبل بود و من […]