سکوت کن.

اصلن به دیدن‌م نیا
دوستت دارم را توی گل‌های سرخ نگذار
برایم نیار
اصلن به من
به ویلای خنده‌داری در جنوب
فکر نکن
سردرد نگیر، عصبی نشو
اصلن زنگ در، تلفن، خواب، خیال، خلوت مرا نزن
این‌قدر نمک روی زخم من نپاش
اصلن نباش
با این همه
روزی اگر کنار بی‌راهه‌ای عجیب حتا
پیدایم کردی،
چیزی نگو
تعجب نکن
حتمن به دنبال تو آمده بودم.
روجا چمن کار

چند بترسی ای دل

خیلی حرف دارم برای گفتن ولی می‌ترسم بزنم، می‌ترسم حتی به آدم‌ها نزدیک بشم، همه‌اش توی یه فاصله دور از خودم نگه‌شون می‌دارم، می‌ترسم حتی با خودم توی ذهن‌ام تنها بشم، می‌دونم تنها بشم به تو فکر می‌کنم، می‌ترسم یه آهنگ‌های  رو گوش بدم، می‌ترسم فولدار عکس‌هام رو باز کنم، می‌ترسم از همه چیز می‌ترسم، می‌ترسم ونک به بالا رو طی کنم، می‌ترسم بخوابم چون که می‌دونم خوابت رو می‌بینم، می‌ترسم زندگی کنم .. از همه چیز می‌ترسم هر چیزی که بو یا ردی از تو داشته باشه…