زندگی راه خودش رو می‌ره.

“غیر ممکن است رابطه ای پایان یابد، فقط ممکن است این رابطه تغییر کند! رابطه ی ما با دیگری حتی اگر او را هرگز برای بار دیگر نبینیم، ادامه خواهد یافت و ماهیت آن رابطه به گونه ای کاملا” حقیقی بر روزها و لحظات زندگی ما تأثیر خواهد داشت”.

این قسمتی از کتاب “جدایی معنوی” خانم دبی فورد می‌باشد که هر وقت فرصت بشه می‌خونم، و خیلی تاثیر‌گذار و خوب بوده برای من… راستش دارم قدم به قدم با کتاب میرم جلو، می‌خوام کاملا تغییر رو توی خودم، روابط و آدم‌های اطرافم حس کنم و این کتاب کمک بزرگی داره بهم می‌کند.. یه چیزی توش هست که شاید هیچ‌کدوم از ماها که کلی هم اهل کتاب خواندن هستیم ندونیم و حتی به فکرمون هم نرسیده باشد…

“درد، محرک بزرگی برای فروریختن دیوارهایی ست که از رفتارهای قدیمی محافظت می‌کنند. درد، ما را به سوی افکار و عقایدی می‌کشاند که هیچگاه امکان توجه به آنها را نداشته ایم و پاسخ پرسش‌های خود در جاهایی وا میدارد که پیش از این هرگز ندیده ایم.”

اگه اهل سفرهای دورنی هستید، یه سفر معنوی کامل می‌تونید با این کتاب داشته باشید، مخصوصا اگر در آستــانه طلاق، یا جــدایی هستید، و یــا حتی اگر جدایی داشتید که از نظر روحی هنوز شما رو ناراحت می‌کند بشرطی که قدم به قدم هفت قانون معنوی جدایی این کتاب رو بهش عمل کنید و ایمان داشته باشید.

“هرچیزی که آن گونه است که باید باشد، هیچ رویدادی اتفاقی نیست و هیچ تصادفی وجود ندارد. وقتی که به یاد داشته باشیم که همیشه حکمتی بر جهان حاکم است و رویدادها همیشه آن گونه که بنظر می‌رسند نیستند می‌توانیم فراتر از منیت و برنامه روزمره خود را ببینیم.”

جالب‌ترین قسمت این کتاب اینجا هست که آدم رو با چیزی از خودش روبرو می‌کند که شاید هیچ‌وقت حتی بهش فکر هم نمی‌کرد و تازه متوجه می‌شیم که چقدر ما دور هستیم از خودمان.

“خداوند آنچه را که ما نمی‌توانیم برای خود انجام دهیم، برایمان انجام می‌دهد.”

2 پاسخ
  1. تخته سیاه
    تخته سیاه says:

    این کتاب ها شیرینن
    منم محتاج شیرینی
    اما
    گاهی که میرم پیش مادرم
    می بینیم این طیف کتاب ها رو لای دم و دستگاهش
    به عادت ورق می زنم
    خوبن خیلی
    اما
    واسه اینکه بتونم تغییری تو لایف استایلم بدم از جنس آگاه تر شدن
    یه چیزی لازمه که هنوز ندارم
    اونم صرافته
    صرافت تغییر محتوی
    کاش داشتم
    کاش می یافتم زودتر از اینها
    اما
    حالا
    اونقد لای روزمرگی ها و شعرها دست و پا زدم
    که
    حس می کنم
    دارم یاد می گیرم
    لذت بردن از روزمرگی ها رو

دیدگاه ها غیر فعال است.