غم نبودن پدر.

پدرم چهار اردیبهشت ۸۸ بود که برای همیشه ما رو ترک کردی, این همه سال زود گذشت, سخت گذشت, بدون تو جهان چیزی رو کم داره, من یک جهان کم دارم, من بدون تو انگار نصف شدم, نیست شدم, تمام نبودنت ریخته توی زندگیم, آنقدر زیاد که نمی‌تونم با کسی در موردش حرف بزنم, کسی نیست که این حجم نبودن رو در در کنارم تاب بیاره, نبودن تو رو… آیا توام دلتنگ من شده‌ای این سالها, آیا توام دلت خواسته که برگردی پیش من, من هر روز دلتنگ توام, هر روز بی‌تاب توام…
همین امروز باید تو بودی, دست کم باید تو بودی که مرا سخت در آغوش می‌گرفتی, که غم نبودن پدر راحت‌تر هضم کنم, ولی توام رفتی, غم روی غم انباشته می‌شود…

1 پاسخ
  1. رهگذر
    رهگذر says:

    سلام
    امیدوارم خوب باشی
    روح همه رفتگان شاد. و خدا خودش به خانواده های بازماندگان صبر و آرامش عطا کنه.
    و توکل و امید به خدا – به اونیکه فرشته هائی به اسم پدر و مادر رو به ما داد(به قول یکی: بی آنکه خواسته باشیم) ؛ و اگر بخواد و لازم بدونه باز هزاران هزارن فرشته دیگه رو برای ما میفرسته.

    هر کس به خدا توکل کند ،
    او برای وی کافی است.(طلاق ، آیه ۳)

    و..

    آن کس که ترا نقش کند او تنها
    تنها نگذاردت میان سودا ؛
    در خانه تصویر تو ، یعنی دل تو
    بر رویاند دو صد حریف زیبا.(مولانا)

    و…

    به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
    گر اعتماد به الطاف کارساز(خدا) کنید.((حافظ))

دیدگاه ها غیر فعال است.