خالی از عاطفه و خشم.

مشت خالی.
عشق برای من اتفاق غم انگیزی بود. همه ی توان و رمق و امیدم رو به آدمها گرفت، اونقدر که چشم باز کردم و دیدم دور از همه چیز و همه کس همه ی اونچه میخوام خلاصه شده توی تا نفس دارم دویدن که فکر نکنم، به همه ی اونچه می خواستم و نداشتم،ندارم.