همین‌ها.

روزمره نویسی یک.
می خوام یه تغییری بدم اینجا یه کم روزمره نویسی کنم بقول معروف از هر دری سخنی باشه.
یک : تو یه کانال تلگرام این مطلب رو خوندم :چجوری خیانت می‌کنید؛ من وقتی یه نفر رو از ته دلم دوست داشته باشم باهاشم نباشم از بقیه چندشم می‌شه !” یاد این افتادم که بعضی از آدمها حتی رابطه رو کات هم نمی‌کنند و آنچنان با آب و تابی به طرف می‌گن دوست داریم عصرش با یکی دیگه دست تو دست می‌شن, انگار آدمها شن و ماسه باشن براشون همیشه تو جیب‌هاشون دارن اخوی خدا قوت.
دو : یه چند وقتی داشتم روی یه کاری فکر می‌کردم که انجام بدم یا ندم که بشه یا نشه خلاصه چه کنم و چیکار کنم با کلی مشورت از با آدمهای اهل فن اقدام کردم شد و بابتش خوشحالم چون یه راه جدید باز می‌شه تو زندگیم.
سه : یه نوشته‌های واقعن حرف حق رو می‌زنن ها مثل این : اگر برای کسی مهم باشی او همیشه راهی برای وقت گذاشتن با تو پیدا خواهد کرد ، نه بهانه‌ای برای فرار و نه دروغی برای توجیه
چهار : وقتی شخصی به شما یکبار آسیب میزنه شک نکنید که باز و باز باز هم این کار رو می‌کنه ها ببخشیدش ولی فراموش نکنید و بهش فرصت دوباره ندید.
پنجم : جهانم آرام هست.